چهارشنبه 26 اسفند 1388
عشقی که زیر خط کمربند نباشد....
|
| |
|
توقع زیادی نیست..... خواستن امنیت آغوش تو... و عشقی که.. زیر خط کمربند نباشد.... | |
|
توقع زیادی نیست..... خواستن امنیت آغوش تو... و عشقی که.. زیر خط کمربند نباشد.... *** میدانی که تا چه اندازه از دود خاکستری سیگار بیزارم.... اما... هرگز نفهمیدی چرا گاهی فقط پُکی به سیگار افروختهی تو میزدم... *** برای "تظاهر" به دلبستگی دیگر بهانهای ندارم! چقدر غریب و مبهم..... چه حس مشکوکی !!! من و او دیگر "ما" نیستیم... و من حتی دلتنگش نمیشوم انگار تمام آن روزها کابوس شکنجهای مزمن برای روح بی قرار و سر کش من بود مثل پرندهای فراری از قفس احساس رهایی میکنم *** |
ادامه مطلب رو حتما بخونید!
تبلیغات 